برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
محبوب من
نازنینِ بی دیدار
امروز غروب آسمان دیوانه شده بود
چند روزی است همین ساعتها همینجور دیوانه می شود
حتما یک جایی یک گوشه ای از دنیا ، عاشقی غروب را که می بیند ، دلش می پکد به گریه
آسمان دلش صاف است
اشک عاشق که ببیند تاب نمی آورد و می شود این بارانهای بی موقع و بی هوا
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
بلبل که شود ذوق زده لال شود لال
ای لاله نپرسی که چرا خامشم امشب؟
من لال شده بودم
من نپرسیدم آیا سریال شهرزاد را بالاخره دیدی؟
اگر توانستی ببین ، ببین و قباد را با دقت بیشتری ببین
این عاشق بی آبروی ورشکسته بی دست و پا
آه من چقدر با قباد آه کشیدم ...
آه قباد ... با آن خلوتهایت با باده ... چقدر تو من بودی
نازنینِ جان ... چقدر با تو حرف دارم
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
محبوب من
نازنینِ بی دیدار
از هفته پیش که منت گذاشتید و جان ما تازه نمودید
دیگر خوابتان را ندیده ام
خدا می داند دیروز ، سر آن ساعتی که هفته پیش صداتان را شنیده بودم چقدر امیدوار بودم که پیامی و پیغامی دیگر بیاید تامگر جان تازه شود
حرفهای نگفته را این چند روز مدام براتان نوشته ام و کوهی حرف دیگر که ننوشته ام
یک مصرعی در ذهنم مدام می چرخد ... برای شما می چرخد
مثل چرخ شمس و مولانا ... مدام و به قاعده
«اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است»
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28
محبوب من ...
نازنین بی دیدار
حسم را با این ترانه با تو به اشتراک می گذارم
برای من همین خوبه بگیرم ردّ دنیاتو
ببینم هر کجا میرم از اونجا رد شدم با تو
همین که حال من خوش نیست همین که قلبم آشوبه
تو خوش باشی برای من همین بد بودنم خوبه
برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 خرداد 1398 ساعت: 12:28